X
تبلیغات
נڵכּۅݜتﮧ ﮧاي ؏اݜقاכּﮧ



از تو می نويسم زيبای من


از تو می نويسم که فرياد رفتن براوردی و نرفتی.

از تو می نويسم که ديروزت رو پشت سر گذاشتی و پا به فردا می زاری.

از تو می نويسم که لحظه به لحظه عاشقتری

از تو می نويسم ای بهترينم که هميشه مظهر پاکی بودی برام

از تو می نويسم که قصه گوی دلمی٫

از تو می نويسم که هميشه عاشقت بودم

از تو می نويسم که صورت گرمی داری٫لبهايی گرمتر و دلی به گرمی آتشفشان

از تو می نويسم که قطره ای از اشکت يه درياست

از تو می نويسم که تفاوطت با ماه در يک کلمست٫تو زيبا تری

از تو می نويسم که تصوير واژگون من رو دوباره ايستاده کردی

از تو می نويسم چون کسی رو جز تو در اين توفان ندارم

از تو می نويسم چون اگه تو نباشی نابودم

از تو می نويسم چون از من نوشتی

از تو می نويسم تا دلم با تو باشه

از تو می نويسم تا وقتی که توانی در اين دستهاست

می نويسم روی ذره ذره ی دلم که هميشه عاشقت خواهم بود.

شنبه بیست و سوم فروردین 1393 × 22:52 × پیمان ×

مـــَن تـــمـام عـمــرم را کــنارِ هــفـت ســـین نــشســتــه ام. . . امــا عـــید نـدیــدم

ســین اول: سکـــوت

سیــــن دوم :ســایـه ی تنهــاییــم

سیــن سـوم : ساعــت بی حرکــت مـانــده بــه دیــوار اُتــاق

ســیـن چــهـارم : ســردیِ دسـتانـم

سـیــن پـنجـم: ســر درد هایِ تـکراری که مــُزمـِن شده اسـت

ســیــن شـشـم: سـرخیِ چشــمــانِ همیشــه بــی خــوابــم

سـیـن هفــتم: ســَجده هایِ هــر شـبم رو بــه خــدا


و قــرمــزیِ چشــمــانــم همــان مـاهـــی ِسـُرخـیسـت کــه زنـدگی میبخشـد بــه این سـفــره ی غــم زدهـــ . . . !

یکشنبه هفدهم فروردین 1393 × 15:43 × پیمان ×

آرزو دارم نوروزی که پیش رو داری... آغاز روزایی باشد که آرزو داری


امیدوارم باجمع کردن هفت سین نوروزی،

قرآنش نگهدارتان،

آینه اش روشنایی زندگیتان،

سکه اش برکت عمرتان،

سبزیش طراوت و شادابی دلتان،

ماهی اش شوق ادامه زندگیتان باشد...

سال تحویل می شود و من

تمام دلتنگیهایم را

به جای تو

در آغوش می کشم

چقدر جایت میان بازوانم خالیست

میخوام هفت سین عید رو با یاد تو بچینم

سبزه را با یاد روی سبزه ات

سمنو به یاد شیرینی لبخندت

سایه دانه به رنگ چشم هایت

سرکه با یاد ترشی مهربانیت

سیب با یاد تردیه گونه هایت

سکه با یاد درخشش قلبت

سیر با یاد تندی کلامت

با پایان سال شروع به خانه تکانى کردم

به خانه ى دل که رسیدم محبتت را برداشتم

نه غبارى داشت و نه کهنه شده بود

مهرت جاودانه در دلم خواهد ماند

پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 × 10:24 × پیمان ×

دیکتاتور


تویی و آغوشت

که هر بار

مرا تسلیم می کند . . . !


هر جای دنیا هستی باش..

فقط هر روز..

به نیت قلبم لبخند بزن

قلب من برای تپیدن

نیاز به انگیزه دارد ... 

ﭼﺮﺍﻏﻬﺎ ﺭﺍ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﻦ ، 

 

ﻧﻮﺭ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻫﻢ …

 

ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﺑﺮﻕ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻣﻦ ﺭﺍ

 

ﮐﻪ ﻫﯿـــــــــــﭻ ، ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺐ ﺭﺍ ﻣﭽﺎﻟﻪ

 

ﻣﯽ ﮐﻨﺪ...

شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 × 18:38 × پیمان ×


◄آغوشـ گرمـ  

  


  تــــ♥ـــو    



مُهر باطلیـ ستـ بـر همهـ ے سرכے هاے روزگــــار . .


 تــــ♥ـــو  

 



◄حَقِـ مَنیـ از هــــمهـ زنـכگے  ... ♥ 



شنبه هفدهم اسفند 1392 × 18:46 × پیمان ×

سلامتی دختری که عاشق پاهای پیاده عشقش بود چون ماشین نداشت...

سلامتی دختری که با عشقش رفت رستوران دونگه غذا شو داد
 تا جیب عشقش خالی نشه
.

سلامتی دختری که اگه هر جا بدونه عشقش رفت
 جای خالی
bf شو کنارش حس کرد...

سلامتی دختری که دنباله ماشین ، ملک پدری و قیافه عشقش نبود...

سلامتی دختری که در هر شرایطی عشقشو تنها نذاشت...

 سلامتی دختری که عشقشو وسیله ندید برای بازی...

سلامتی دختری که هیچ وقت miss برای عشقش ننداخت..

سلامتی دختری که رو عشقش حساس بود...

سلامتی دختری که با لبخند عشقش دل گرم می شد...

به سلامتي همه دختري با معرفت....


یکشنبه یازدهم اسفند 1392 × 22:33 × پیمان ×


زندگی زیباست اگر زیبا ببینی !

زندگی یعنی محبت ...

محبت یعنی عشق ...

عشق یعنی تو ...

بگذار نامت را تکرار کنم 

نامت زیباست دلنشین است

چه داشته ای 

که اینگونه مرا طلسم کرده ای

من اینگونه نبودم 

تو عشق را با من آشنا کردی

تو هوای دلم را با طراوت کردی

زمانی که با تو هستم 

به آسمان به بیکران برواز میکنم

پس بدان دوستت دارم 

گرچه پایان راه را نمیدانم


پنجشنبه هشتم اسفند 1392 × 15:21 × پیمان ×


دوستت دارم

 

 و این به شناسنامه ها هیچ ربطی ندارد

 

دلمان که با هم باشد 

 

یعنی گور پدر فاصله ها

سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 × 21:12 × پیمان ×